قلم و آینه

خرید بک لینک
چندی پیش در یک میهمانی بودم و افراد که همه از دوستان و آشنایان بودند با هم گفتگو میxadکردند. بحثی در گرفته بود در حوالی مذهب و نقد باورهای دینی. سخن تا به جایی رسید که یکی از ایشان باقی را نقد میxadکرد که من هم مذهبی نیستم، اما شماها خوشxadتان میxadآید الکی مذهب را نقد کنید. صاحبxadخانه اتفاقا فردی است که از منظر عموم و نگاه بیرونی، نه تنها مذهبی است بلکه تا حد زیادی متعصب میxad نماید. ناگهان در واکنش به حرف آن گوینده، مثل کسی که نباید از مد عقب بماند؛ خیلی جدی گفت: البته من هم مذهبی نیستم ولی با شما همxadعقیدهxad ام!!!!!!!!!!!ناگهان تمام افراد در حالت حیرت سکوت کردند و کاملا مشهود بود که نه میxadتوانستند بخندند و نه مقابله کنند. حیرتی آمیخته با خنده هxadای زیرپوستی و قهقهxad ای در دل.حالا سوال این است که واقعا در ذهن آن فرد چه تعریفی از «مذهبی بودن» وجود دارد که تصور میxadکرد مذهبی نیست؟؟کسی با این که نمازش ترک نمیxadشود و رفتارهای آیینی را با تقید خاصی انجام میxadدهد، به حجاب زن و فرزندش بسیار حساس است و به عبارتی به این مسایل تعصب دارد و حتی مولانا و حافظ نمیxadخواند چون فلان روحانی در مسجد، بالای منبر گفته قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 13:36

از کتابخانه مرکزی دست خالی، آمدم بیرون و مسیر روبروی دانشکده ادبیات را گرفتیم و آمدیم پایین. از مقابل مجسمه فردوسی رد شدیم و رسیدیم به دانشکده هنرهای زیبا. همین طور که در حال راه رفتن سر گردانده بودم و حیاط دانشکده را نگاه میکردم و از لابلای خاطرات سالهای دور خودم را بیرون میکشیدم، ناگهان، نگاهم خورد به بنر بزرگی که به یکی از دیواره های حیاط دانشکده آویزان شده بود. درجا خشکم زد و خیره شدم به تصویر بنر:زیر تصویر بزرگی از او نوشته بود «شهید حرم، مهندس....»او افعانی بود. از خانواده¬ای در سطح بالای تحصیلات و سطح نسبتا بالای فرهنگی. یکی از برادرانش دکتر بود و برادر کوچکترش دانشجوی صنعتی شریف. خودش هم مهندس بود و فارغ التحصیل دانشگاه تهران.همین چند ماه پیش به عنوان وکیلش در جلسات دادگاهش شرکت کردم. متهم بود به ضرب و جرح و توهین و فحاشی و تهدید. دادسرا هم بدجور برایش بریده بود. البته ریشه دعوا خانوادگی بود. دعوا با شوهر خواهرش که اساسا در سطح ایشان نبود و نجاری بود که با همان فرهنگ اره و چوب و چکش، خواهر درس خوانده اش را آزار می داد. برای همین خیلی برایش مهم بود که برنده شود. البته واقعا هم ک قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: رای برائت,راي برائت,نمونه رای برائت,صدور رای برائت,رای به برائت, نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 13:35

صفحه بندی