از کتابخانه مرکزی دست خالی، آمدم بیرون و مسیر روبروی دانشکده ادبیات را گرفتیم و آمدیم پایین. از مقابل مجسمه فردوسی رد شدیم و رسیدیم به دانشکده هنرهای زیبا. همین طور که در حال راه رفتن سر گردانده بودم و حیاط دانشکده را نگاه میکردم و از لابلای خاطرات سالهای دور خودم را بیرون میکشیدم، ناگهان، نگاهم خورد به بنر بزرگی که به یکی از دیواره های حیاط دانشکده آویزان شده بود. درجا خشکم زد و خیره شدم به تصویر بنر:زیر تصویر بزرگی از او نوشته بود «شهید حرم، مهندس....»او افعانی بود. از خانواده¬ای در سطح بالای تحصیلات و سطح نسبتا بالای فرهنگی. یکی از برادرانش دکتر بود و برادر کوچکترش دانشجوی صنعتی شریف. خودش هم مهندس بود و فارغ التحصیل دانشگاه تهران.همین چند ماه پیش به عنوان وکیلش در جلسات دادگاهش شرکت کردم. متهم بود به ضرب و جرح و توهین و فحاشی و تهدید. دادسرا هم بدجور برایش بریده بود. البته ریشه دعوا خانوادگی بود. دعوا با شوهر خواهرش که اساسا در سطح ایشان نبود و نجاری بود که با همان فرهنگ اره و چوب و چکش، خواهر درس خوانده اش را آزار می داد. برای همین خیلی برایش مهم بود که برنده شود. البته واقعا هم ک قلم و آینه...
ما را در سایت قلم و آینه دنبال میکنید
برچسب: رای برائت,راي برائت,نمونه رای برائت,صدور رای برائت,رای به برائت, نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 13:35